قهرمان ميرزا عين السلطنه

9

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

گزارش روزنامهء خاطرات عين السلطنه ( قهرمان ميرزا سالور ) مفصل‌ترين خاطراتى است كه من ديده‌ام . شايد مىتوانم ادعا كنم كه در زبان فارسى تاكنون خاطراتى بدين تفصيل نوشته نشده است . اين خاطرات از سال 1299 ( روزگار پادشاهى ناصر الدين شاه ) آغاز مىشود و به چند روزى پيش از درگذشت نويسنده ( نهم مهر 1324 - شوال 1364 قمرى ) پايان مىگيرد . بنابراين به حساب سالهاى قمرى روزنامه‌اى است كه شرح حوادث مملكتى ، دربارى ، شهرى ، ولايتى ، خانوادگى و حتى اهم و عمدهء وقايع جهانى را در مدت شصت و چهار سال دربرگرفته است . نخستين سالى كه قهرمان ميرزا به نگارش خاطرات آغاز كرد ( چهارم ذىقعدهء 1299 ) يازده ساله بود . او كه در همدان با پدرش مرحوم عز الدوله - در آن‌وقت حاكم آن شهر بود - زندگى مىكرد و بنا به طبيعت و تربيت و مرسوم فرزندان خاندان شاهى و اعيانى شوقى وافر به شكار داشت . تقريبا همه روز به بيابان و كوه و كناره‌اى از شهر همدان به تفرج و شكار مىرفت و به همين ملاحظه است كه نخستين دفتر خاطرات او مملوست از اطلاعات مربوط به شكار و شرح گردشهايى كه معتاد مردم آن روزگار بود . هنوز قهرمان ميرزا بويى از چگونگى امور دربارى و ديوانى و حوادث شاذ و نادر مملكتى نمىبرده است تا كتابچهء خاطراتش از چنان وقايعى و جريانهايى بهره‌ور باشد . اما همين مطالب مربوط به شكار ، از لحاظ وقوف بر اصطلاحات آن فن و نام جانوران و مخصوصا از نظر شناخت آنچه امروزه به « محيط زيست » شهرت گرفته است اهميت معنوى و تاريخى دارد و ما را متوجه مىسازد كه پرندگان و درندگان به چه مقدار زياد در سراسر ايران مىبوده و جسورانه به دست آدمى هرروز كشته مىشده است . اين بخش از خاطرات قهرمان ميرزا بهترين مرجع است براى كسانى كه مىخواهند در زمينهء تاريخ شكار مطالعه كنند . پيش از اين آگاهى ما منحصر بود به آنچه در سفرنامه‌هاى ناصر الدين